hits counter On Television - Ebook PDF Online
Hot Best Seller

On Television

Availability: Ready to download

"On Television" exposes the invisible mechanisms of manipulation and censorship that determine what appears on the small screen. Bourdieu shows how the ratings game has transformed journalism -- and hence politics -- and even such seemingly removed fields as law, science, art, and philosophy. Bourdieu had long been concerned with the role of television in cultural and poli "On Television" exposes the invisible mechanisms of manipulation and censorship that determine what appears on the small screen. Bourdieu shows how the ratings game has transformed journalism -- and hence politics -- and even such seemingly removed fields as law, science, art, and philosophy. Bourdieu had long been concerned with the role of television in cultural and political life when he bypassed the political and commercial control of the television networks and addressed his country's viewers from the television station of the College de France. "On Television," which expands on that lecture, not only describes the limiting and distorting effect of television on journalism and the world of ideas, but offers the blueprint for a counterattack.


Compare

"On Television" exposes the invisible mechanisms of manipulation and censorship that determine what appears on the small screen. Bourdieu shows how the ratings game has transformed journalism -- and hence politics -- and even such seemingly removed fields as law, science, art, and philosophy. Bourdieu had long been concerned with the role of television in cultural and poli "On Television" exposes the invisible mechanisms of manipulation and censorship that determine what appears on the small screen. Bourdieu shows how the ratings game has transformed journalism -- and hence politics -- and even such seemingly removed fields as law, science, art, and philosophy. Bourdieu had long been concerned with the role of television in cultural and political life when he bypassed the political and commercial control of the television networks and addressed his country's viewers from the television station of the College de France. "On Television," which expands on that lecture, not only describes the limiting and distorting effect of television on journalism and the world of ideas, but offers the blueprint for a counterattack.

30 review for On Television

  1. 4 out of 5

    Eli Za

    انتقاد اصلی این کتاب، به غلبه امور تجاری و اقتصادی بر حوزه ژورنالیسم و به تبع آن بر سایر حوزه‌های فرهنگی و اجتماعی است. دغدغه افزایش تعداد مخاطبان و رقابت ناشی از این دغدغه، بیشتر از آنکه به خلق محتوای اصیل و ناب و خلاقانه منجر شود، به همگونی هرچه بیشتر بازیگران حاضر در صحنه می‌انجامد، چرا که همه به ناچار باید از الزامات یکسانی تبعیت کنند: الزامات بازار. بوردیو در جایی از کتاب، عنوان می‌کند که تفکر، با سرعت سر ناسازگاری دارد. تفکر نیازمند صرف زمان است، در حالیکه ژورنالیست‌ها مجبورند که در سرعت فک انتقاد اصلی این کتاب، به غلبه امور تجاری و اقتصادی بر حوزه ژورنالیسم و به تبع آن بر سایر حوزه‌های فرهنگی و اجتماعی است. دغدغه افزایش تعداد مخاطبان و رقابت ناشی از این دغدغه، بیشتر از آنکه به خلق محتوای اصیل و ناب و خلاقانه منجر شود، به همگونی هرچه بیشتر بازیگران حاضر در صحنه می‌انجامد، چرا که همه به ناچار باید از الزامات یکسانی تبعیت کنند: الزامات بازار. بوردیو در جایی از کتاب، عنوان می‌کند که تفکر، با سرعت سر ناسازگاری دارد. تفکر نیازمند صرف زمان است، در حالیکه ژورنالیست‌ها مجبورند که در سرعت فکر کنند. بوردیو آن‌گاه می‌پرسد: "چطور ژورنالیست‌ها قادرند چنین غیرممکنی را به انجام برسانند؟" و پاسخ را در "تقلید" می‌یابد. امروز در جهان سلطه شبکه‌های مجازی مثل اینستاگرام که در آن‌ها هم منطق افزایش تعداد مخاطبان و تعداد لایک‌ها، منطق حاکم است، بیش از پیش شاهد افزایش متفکران سرعتی هستیم! فضای مجازی پر از کارشناس‌های مختلفی است که با در دست داشتن یک مدرک دانشگاهی جامعه‌شناسی، روانشناسی، فلسفه و ...، مدام در حال تولید محتوا هستند. باید از خودمان بپرسیم که با وجود اینهمه فعالیت مداوم در فضای مجازی، این افراد چه وقت فرصت اندیشیدن پیدا می‌کنند؟ و پاسخی که با توجه به کتاب بوردیو می‌توان به این سوال داد، این است که این افراد، بیش از آنکه بیندیشند، تقلید می‌کنند. حاصل فعالیت فکری آن‌ها، نه محتوایی ناب، که بیشتر تبعیت از مُد روشنفکرانه بازار است. البته بوردیو بارها و بارها در کتاب، تاکید می‌کند که هدفش نه متهم ساختن افراد، بلکه افشای مقتضیات ساختار و در نتیجه ایجاد امکان عمل آزادانه‌تر برای افراد است. و در نهایت، همان پرسش همیشگی، چگونه می‌توان در عین حفظ جنبه دموکراتیک و جهان‌شمول اندیشه، از افتادن به ورطه عوام‌زدگی و منطق بازار، اجتناب کرد؟ چگونه می‌توان به جهان‌شمول شدن امر جهان‌شمول کمک کرد؟

  2. 5 out of 5

    Amr Mohamed

    كتاب قيم يوضح كيف يتلاعب التلفزيون والاعلام بعقول المشاهدين وكيف ان من يسيطر على الاعلام سواء الدولة او رجال اعمال او تحالف بينهم هو من يسيطر ويفرض رؤويته على الاخرين ... كيف ان الاعلام من الممكن ان يجعل شيئا طبيعي مهم جداً او شئ مهم ليس له اهمية او خلق واقع جديد.. كيف يهتم باذاعة احداث متفرقة واستخدام اخبار تثير العاطفة او النزعة القومية او حتى الرياضية ليلهى الناس عن الاشياء المهمة التى يجب ان تقال لهم.. وأنه لا يعطيك وقت فى التفكير في حقيقة الاشياء التي تذاع وكيف تكون المراقبة على الضيف فى البر كتاب قيم يوضح كيف يتلاعب التلفزيون والاعلام بعقول المشاهدين وكيف ان من يسيطر على الاعلام سواء الدولة او رجال اعمال او تحالف بينهم هو من يسيطر ويفرض رؤويته على الاخرين ... كيف ان الاعلام من الممكن ان يجعل شيئا طبيعي مهم جداً او شئ مهم ليس له اهمية او خلق واقع جديد.. كيف يهتم باذاعة احداث متفرقة واستخدام اخبار تثير العاطفة او النزعة القومية او حتى الرياضية ليلهى الناس عن الاشياء المهمة التى يجب ان تقال لهم.. وأنه لا يعطيك وقت فى التفكير في حقيقة الاشياء التي تذاع وكيف تكون المراقبة على الضيف فى البرامج من السلطة ومن ملاك القناة ومن الناحية الاقتصادية... ان المظاهرة حتى لو كانت حاشدة ولم تظهر للناس على التلفزيون ليس لها اهمية ... وكيف يكمن الاعلام اى يشهر كاتب او عالم وان يجعل من كتاب افضل المبيعات... كيف ان الاعلام من الممكن حتى ان يوجه القضاء ... كيف انه يجعل المسيس الخاضع هو من يظهر كثيرا فى التلفزيون ويصبح المتحدث الرسمي كتاب يفضح كدب الاعلام ولكن قوته ايضا فى التأثير على الناس ..

  3. 4 out of 5

    Narjes Dorzade

    پیر بوردیو در واقع نظر والتر بنیامین را گسترش می‌دهد؛بنیامین معتقد بود که دولت با استفاده از روزنامه‌ها و رسانه‌های جمعی مانند تلویزیون به بسط و گسترش ایدئولوژی‌های خود در ذهن مردم می‌پردازد.سلطه‌ی ژورنالیسم این روزها قابل مشاهده است،و روزنامه‌نگاران و اهالی رسانه می‌توانند به راحتی یک روشنفکر،نویسنده و یا سیاستمدار را با در دست داشتن مخاطب گسترده به راحتی بالا ببرند.و از طرفی حجمِ اطلاعات پوچ و گسترده‌ای که از طریق رسانه،بالاخص تلویزیون در دسترس مردم قرار می‌گیرد قابل تامل است.بوردیو به طور جزئ پیر بوردیو در واقع نظر والتر بنیامین را گسترش می‌دهد؛بنیامین معتقد بود که دولت با استفاده از روزنامه‌ها و رسانه‌های جمعی مانند تلویزیون به بسط و گسترش ایدئولوژی‌های خود در ذهن مردم می‌پردازد.سلطه‌ی ژورنالیسم این روزها قابل مشاهده است،و روزنامه‌نگاران و اهالی رسانه می‌توانند به راحتی یک روشنفکر،نویسنده و یا سیاستمدار را با در دست داشتن مخاطب گسترده به راحتی بالا ببرند.و از طرفی حجمِ اطلاعات پوچ و گسترده‌ای که از طریق رسانه،بالاخص تلویزیون در دسترس مردم قرار می‌گیرد قابل تامل است.بوردیو به طور جزئی به شرح هریک از این مضمون‌ها می‌پردازد. کتاب والتر‌ بنیامین متاسفانه ترجمه‌ی ضعیفی دارد،و این کتاب بهتر ترجمه و پرداخت شده.

  4. 4 out of 5

    Trevor

    I’ve become very interested in this man. I’ve actually read this essay in a collection of his works called Sociology is a Martial Art - but I thought this (which is also published as a separate book on its own) was worth discussing in a review. There is also a documentary of the same name about Bourdieu, which is available on YouTube here http://www.youtube.com/watch?v=Csbu08.... A couple of years ago now I read a book called Fooled by Randomness: The Hidden Role of Chance in Life and in the Mar I’ve become very interested in this man. I’ve actually read this essay in a collection of his works called Sociology is a Martial Art - but I thought this (which is also published as a separate book on its own) was worth discussing in a review. There is also a documentary of the same name about Bourdieu, which is available on YouTube here http://www.youtube.com/watch?v=Csbu08.... A couple of years ago now I read a book called Fooled by Randomness: The Hidden Role of Chance in Life and in the Markets. There were many ideas in that book that I found incredibly interesting, but one that has stuck with me is the problem with trying to understand what is going on in the world by reading newspapers, which that book compares to trying to tell the time by watching the second hand of the clock. Bourdieu explains this idea in more detail in this short essay. The problem of television is much more interesting than just ‘the medium is the message’ – although there is a lot to this idea too. The main problem with television is that you think you are learning something by watching it when, in fact, you are only having your prejudices and the received prejudices of your society reinforced. Let’s take two very recent events – the ‘completed’ revolution in Egypt and the current revolution taking place in Libya. Watching the news on these two social shifts has been fascinating while I’ve been reading this book. Egypt came after a series of other uprisings in other Arab countries. Uprisings in which one demonstration looked much the same as the next. We are shown all of the drama of large crowds, loud shouting, banners, flags and dolls burning, guns being fired in the air – and there is little else to think but ‘God, the natives are restless tonight’. What this remarkably consistent string of images conveys to us sitting snugly and smugly in our living rooms is a dysfunctional society in need of some form of strict order. Television makes all issues ‘immediate’ – that is, virtually any issue displayed just happens and so doesn’t need to have a past to explain it or even a future – events just are. They exist on our television screens and their meaning is exactly whatever the image displays – and that meaning is generally a cliché: angry people, bad rulers, greedy politicians, evil bankers or fat-cat CEOs giving themselves huge pay bonuses. But since nothing has a past, nothing can be explained or reflected on or changed. And since nothing can be explained there can be no solutions to any of the problems we witness on our widescreen plasmas. Television breeds a strangely comforting sense of hopelessness, of alienation and of entrapment. Television loves images, and the more dramatic the better – but all that means is that television frames every image in a way to make it look as dramatic as it possibly can look. And that means more dramatic than it probably is. We have been told that Egypt is now going to be free and democratic and better than ever before – we have all witnessed people power in action. But our television news services, if they had bothered to say anything at all about Egypt last year, would have said Egypt had been all of those things already. How else could we explain why Egypt was the second highest recipient of US Foreign Aid in the world? You can see how important it is why television doesn’t do history! A couple of weeks ago I signed a petition calling on world governments to block Mubarak skimming billions of dollars out of Egypt for his own personal gain into a maze of foreign bank accounts – and to demand our governments do this immediately, before it is too late. Now, don’t get me wrong about Libya, but how the news has presented what is going on there seems to have been quite different. There is also a revolution going on in the streets of Libya, but this time there is talk of crimes against humanity and every effort is being made to ensure Gaddafi does not escape with the loot. Like I said, don’t get me wrong, I’m really not saying Gaddafi deserves any better treatment – but I find it amazing that our news can now treat the Egyptian ‘revolution’ as now being essentially over (when in reality very few of us would have the least idea what is about to happen there next), while if Gaddafi is removed from power (and we are even at the moment talking about imposing no fly zones across the internal territory of a sovereign nation) will it take there t be the same outcome (that is, the military control of the country) before our media will be able to say things are normal? In an interview I saw Gaddafi told a journalist he did not understand the internal political situation in Libya, how the system worked – the journalist responded by saying that he did understand it. That may well be true – but one thing is certainly true, I did not come away from watching the interview understanding anything about the Libyan system of government, Gaddafi’s role in that system or who the people exercising people power were or what they wanted. I would love to believe that democracy is about to bloom in Egypt – but from watching the news I have no means of being able to have any confidence in that. From watching the news the only thing I can say is that there have been lots of people on the streets of Egypt, and now those crowds are no longer on the streets. Whether that is a good thing or a bad thing may have to wait until something else clichéd happens – probably involving a man in his autumn years wearing an ornate military uniform nodding coldly and taking control (bringing peace?) as endless lines of soldiers march in formation before him. Bourdieu also discusses the types of ‘intellectuals’ most likely to end up as commentators on television. He says they are generally not well admired in their own professions – hence their need to seek attention from a less discerning and more popular medium. They are also unlikely to say anything interesting – in the sense that what they are most liked for by television is not their ability to say anything challenging or even interesting, but rather their ability to talk without needing to stop for thought, to comment without content on virtually any subject. The medium is not one suited for serious debates, and so it is much more interested in conflict – conflict often for its own sake. His advice, if you ever have the misfortune of being interviewed by a journalist (and this probably covers all of them in all media) is to assume they are thick and ill-informed and will ask stupid questions. Your answer therefore should start with the question you think they ought to have asked, in the nicest possible way, obviously – “Your question is certainly interesting, but it seems to me there is another one that is even more important…” The examples of Egypt and Libya are in part beside the point – at least these are issues of real substance and moment – unlike most of what is on television news programs. Most television journalism is about buildings falling down, or cats caught up trees, or car accidents, train derailments or random stock market fluctuations that are no less meaningless to most of the audience for being discussed breathlessly. Spectacle is all – but spectacle without context. Just what, as a single case among millions, are we to make of the Italian political system based on the endless reports of the Italian president having sex with a seventeen year old prostitute? And if we can learn virtually nothing from this titillating sideshow, I have a further question, has that consumed more or less newsprint internationally than the Global Financial Crisis? I don’t know the answer to that – but I fear it may be a close run thing. And finally, a quote: “The goal of teaching is not only the reading, writing and arithmetic needed to make a good worker; the goal of education is to offer the means of becoming a good citizen.” Bourdieu writes clearly about things that matter a great deal – he explains the changes they are causing and the direction these changes are likely to continue to take. Television seeks to manipulate you – by trying to understand how and why it seeks to do this you will give yourself a way to defend yourself against this manipulation. This is a wonderful companion text to Postman’s How to Watch Television News and Chomsky’s Manufacturing Consent.

  5. 5 out of 5

    Amirsaman

    پیر بودریو می‌گوید کارِ ابزارهای مدرن ارتباطات --مثل تلویزیون-- شده برانگیختن احساسات ابتدایی. شبکه‌های تلویزیونی جزو املاک شرکت مثلاً جنرال الکتریک هستند و معلوم است که چه بر سر بی‌طرفی می‌آید. کار تلویزیون، حفظ نظم نمادین است. مثلاً با تاکید روی فساد فردی، مخاطب را از فساد ساختاریِ حاکمْ غافل می‌کند. تلویزیون چیزی را پوشش می‌دهد که برای «همه» جالب باشد، و نیز مورد جدل نباشد. به عبارتی آن‌چه که هیچ‌چیز مهمی دربر ندارد. یعنی تلویزیون وقت شهروندان را با پرکردن با خلأ می‌گیرد؛ تا اطلاعاتی که مردم ب پیر بودریو می‌گوید کارِ ابزارهای مدرن ارتباطات --مثل تلویزیون-- شده برانگیختن احساسات ابتدایی. شبکه‌های تلویزیونی جزو املاک شرکت مثلاً جنرال الکتریک هستند و معلوم است که چه بر سر بی‌طرفی می‌آید. کار تلویزیون، حفظ نظم نمادین است. مثلاً با تاکید روی فساد فردی، مخاطب را از فساد ساختاریِ حاکمْ غافل می‌کند. تلویزیون چیزی را پوشش می‌دهد که برای «همه» جالب باشد، و نیز مورد جدل نباشد. به عبارتی آن‌چه که هیچ‌چیز مهمی دربر ندارد. یعنی تلویزیون وقت شهروندان را با پرکردن با خلأ می‌گیرد؛ تا اطلاعاتی که مردم برای مطالبه‌ی حقوق دموکراتیکشان لازم دارند، بهشان نرسد. ژورنالیست‌ها چیزهای متعارف را خارق‌العاده جلوه می‌دهند و بالعکس. بنظر بوردیو، تلویزیون از ابزاری «برای» ثبت واقعیت، تبدیل شده به ابزارِ «ایجاد» واقعیت. نیز، رسانه‌ها یک دموکراسی مستقیم ایجاد می‌کنند، جو و افکار عمومی را برای یک ماجرای قضاییْ بسیج می‌کنند. یک حرف اساسی نویسنده این است که روزنامه‌نگاران مطالب همدیگر را می‌خوانند، تحصیل یکسانی دارند، و در حال رقابت با هم هستند. اگر روزنامه‌ی چپ گفت فلان، راستی باید بگوید نه. در نتیجه یک حلقه‌ی بسته ایجاد می‌شود در دل کل مطبوعات، و این خود یک سانسور عظیم ایجاد می‌کند. «میزان مخاطب، خدای پنهانی است که بر همه‌ی این وجدان‌ها حاکم است،» این رخداد مطبوعات جدید است. اما قدیم‌ها، نویسندگانی که برای نویسندگان دیگر می‌نوشتند ارجمند بودند، و موفقیت تجاری فوری همیشه مشکوک بنظر می‌رسید. آن آثار فرهنگی خوب بودند که در مخالفت با تعادل مخاطب‌سنجی و منطق تجاری بودند. امروزه اما رسانه دیگر شده عین بازار، ابزار بازار. مخاطب‌سنجی یعنی سلطه‌ی بازار و اقتصاد. یعنی با سفسطه‌گری به افکارِ مردمْ جهت دادن. تلویزیون، فرصت فکر کردن را می‌گیرد، و در جایی که هیچ‌کس توان فکر کردن ندارد، بحث‌ها با پیش‌داوری‌ها و ایده‌هایی که همه دارند، ایده‌های پیش‌پاافتاده و رایج جلو می‌روند؛ دیگر مسئله‌ی دریافت و اندیشیدن تعطیل است. ۳.۵/۵

  6. 5 out of 5

    Navid Taghavi

    بیاییم یکی از ساده‌ترین موارد را مثال بزنیم. منظورم حوادث هستند که همواره ماده خام مورد علاقه مطبوعات زرد را می‌سازند : حوادثی چون خون‌ریزی‌ها و روابط جنسی و درام‌ها و جنایت‌هایی که امکان می‌دهند فروش روزنامه‌ها افزایش یافته و بر مخاطب رسانه‌های تصویری افزوده شود؛ به‌خصوص اگر آن‌ها را در راس اخبار تلویزیونی قرار داد. همان کاری که مطبوعات به‌دلیل دغدغه‌ای که در حفظ الگوی جدیت و اعتبار خود داشته‌اند، تاکنون از آن اجتنبا کرده‌اند. اما حوادث، در عین‌حال که جذاب هستند، اسباب گمراهی نیز می‌شوند. شعبده بیاییم یکی از ساده‌ترین موارد را مثال بزنیم. منظورم حوادث هستند که همواره ماده خام مورد علاقه مطبوعات زرد را می‌سازند : حوادثی چون خون‌ریزی‌ها و روابط جنسی و درام‌ها و جنایت‌هایی که امکان می‌دهند فروش روزنامه‌ها افزایش یافته و بر مخاطب رسانه‌های تصویری افزوده شود؛ به‌خصوص اگر آن‌ها را در راس اخبار تلویزیونی قرار داد. همان کاری که مطبوعات به‌دلیل دغدغه‌ای که در حفظ الگوی جدیت و اعتبار خود داشته‌اند، تاکنون از آن اجتنبا کرده‌اند. اما حوادث، در عین‌حال که جذاب هستند، اسباب گمراهی نیز می‌شوند. شعبده‌بازها یک اصل اولیه دارند و آن این است که توجه تماشاگران را به چیز دیگری، به‌جز کاری که در حال انجام دادنش هستند، جلب می‌کنند. در تلویزیون نیز بخشی از کار نمادین، برای مثال در سطح اخبار، همین است. یعنی توجه تماشاگران را به‌سوی اتفاقاتی جلب می‌کنند که برای همه جالب باشد. به بیان دیگر، نوعی از اتفاقات همه‌جانبه ی جالب‌توجه برای همه. چنین اتفاقاتی، وقایعی هستند که عملا نباید هیچ‌کس را دچار شگفتی کند، و مسئله و موضوع مورد جدل نیز دربر نداشته و افراد را در مقابل هم قرار ندهند، تا بتوانند اجماع برقرار کنند. در حقیقت، برای افکار عمومی باید وقایعی باشند که هر چند مورد علاقه همه هستند، اما هیچ چیز مهمی دربر ندارند. حوادث، چنین مواد خامی هستند : اطلاعاتی که اهمیت آن‌ها در این است که توجه همه را برمی‌انگیزند، ولی هیچ پیامدی دربر ندارند. اما در عین‌حال، زمان را اشغال می‌کنند، زمانی که می‌توانست صرف گفتن چیز دیگری شود. باید توجه داشت که زمان در تلویزیون ماده‌ای به شدت کمیاب به‌حساب می‌آید؛ و اگر این دقایق ارزشمند صرف بیان چیزهایی چنین بی‌ارزش می‌شود، دلیلش آن است که این چیزها، در عین بی‌ارزش بودن، اهمیت بسیاری دارند، زیرا چیزهای بسیار ارزشمندی را پنهان می‌کنند. ----------- ژورنالیست‌ها با برخورداری از قدرتی استثنایی که همان تصویر تلویزیونی است، می‌توانند تاثیرگذاری‌های بی‌مانندی داشته باشند. برای نمونه، نگاهی روزمره به حومه‌های شهری، در یکنواختی و بی‌رنگی‌شان، هیچ جذابیتی برای هیچ‌کس به‌خصوص ژورنالیست‌ها ندارند. اما اگر آن‌ها به آنچه در این حومه‌ها می‌گذرد علاقه داشته و حقیقتا می‌خواستند این چیزها را نشان بدهند، این امر کاری بی‌نهایت مشکل بود، زیرا هیچ‌کاری مشکل‌تر از این نیست که واقعیت را در پیش‌پاافتادگی‌اش محسوس کنیم. فلوبر دوست داشت بگوید : "باید ابتذال را رنگ‌آمیزی کرد." این مسئله‌ای است که جامعه‌شناسان نیز با آن سروکار دارند : این‌که چگونه چیزهای پیش‌پاافتاده را چیزهایی فوق‌العاده نشان دهند. به عبارت دیگر، چگونه با پدیده‌های متعارف برخورد کنند تا مردم ببینند تا چه اندازه این پدیده‌ها خارق‌العاده‌اند.

  7. 5 out of 5

    وجيه الوجيه

    الترجمة سيئة

  8. 5 out of 5

    Refaat

    الأوديمات هي كلمة السر في الكتاب الأوديمات هي نسبة الأقبال الكاتب مقتنع إن نسبة الأوديمات ليست مقياسا للحكم و إنما المقياس هو أهل التخصص يعني عشان تنقد الكتاب لازم تكون عالم اجتماع زي الكاتب كده بيير بورديو خلي بقي أوديماتك تنفعك :D ملحوظة : الترجمة إلي حد ما ضعيفة

  9. 5 out of 5

    أحمد دعدوش

    كتاب عميق ومحرض على التأمل، وأجمل ما فيه هو انغماس مفكر كبير في البحث فلسفيا عن قضايا الإعلام بتفاصيلها السطحية. قد تكون اللغة صعبة ومعقدة، ولا أدري إن كان العيب في الترجمة أصلا. لكن قد يكون من المفيد تلخيص أفكاره في صفحات أقل ولغة أبسط. الكتاب مترجم تحت عنوان "التلفزيون وآليات التلاعب بالعقول".

  10. 4 out of 5

    أحمد شاكر

    ثمة كتب تعد قراءتها فرض، هذا الكتاب أحدها.

  11. 4 out of 5

    Beto

    “Se o sociólogo sempre incomoda um pouco, é que obriga a tornar conscientes coisas que se prefere deixar inconscientes.” (Bourdieu, 1997) Por isto, este é um livro muito interessante. Demarcando afincadamente o seu vínculo ao Socialismo marxista, Bourdieu transparece-nos o «aparelho televisivo» ao instrumento que, não só para entretenimento das massas, de facto é: dominador, controlador, manipulador, (des)informador, (des)construtor de ideias e representações, censor: “Caminhamos cada vez mais rum “Se o sociólogo sempre incomoda um pouco, é que obriga a tornar conscientes coisas que se prefere deixar inconscientes.” (Bourdieu, 1997) Por isto, este é um livro muito interessante. Demarcando afincadamente o seu vínculo ao Socialismo marxista, Bourdieu transparece-nos o «aparelho televisivo» ao instrumento que, não só para entretenimento das massas, de facto é: dominador, controlador, manipulador, (des)informador, (des)construtor de ideias e representações, censor: “Caminhamos cada vez mais rumo a universos em que o mundo social é descrito-prescrito pela televisão. A televisão se torna o árbitro do acesso à existência social e política.” (Bourdieu, 1997). O poder da televisão, quando pensado, como o fez Bourdieu, é realmente enorme, havendo a tendência para sê-lo opressivo ou libertador. Não se pode desprezar a capacidade que a televisão tem, em concreto, de produzir “efeitos no real” das sociedades; a televisão cria representações sociais sobre as realidades que apresenta e, a partir dessas criações, (des)mobiliza-nos para ações mais ou menos (in)conscientes, gerando, assim, “efeitos no real”. O perigo da televisão está na faculdade prepotente que tem de uniformizar e homogeneizar as estruturas mentais das pessoas através de informação-corrente, interessada às massas mas que não cria problemas e que não é problematizada. Esta informação, acaba por ser um conjunto de “ideias feitas” que não precisam de dar lugar ao pensamento porque as ideias já estão pensadas. Á semelhança do que elucida Bourdieu, o telespectador não pensa, assiste ao espetáculo televisivo digerindo o tal fast-food cultural e já pré-digerido e pré-pensado. A televisão, atualmente, busca o “extra-ordinário”/”extraordinário ordinário”, apresentando em muitos momentos informação que desinforma, oculta o que interessa à vida quotidiana, porque as tragédias sensacionalistas do mundo já todos as lemos, assistimos na tv, ouvimos na rádio. Assim, a televisão e os restantes mídia, ocultam o que é de interesse pelo que é mais interessante. Nesta perspetiva, televisão, antes de cultura, é economia e política (partidária e classista): “As escolhas que se produzem na televisão são de alguma maneira escolhas sem sujeito” (Bourdieu, 1997), pois o sujeito é desumano: é o dinheiro e poder simbólico. É um mecanismo que, alegadamente, guiado pelo discurso da verdade informativa, deixa muito a desejar quanto a valores (transparência, autonomia, liberdade, etc.), privilegiando mais os seus interesses empresariais e comerciais, atirando, neste jogo de disfarce, o valor da informação produzida e difundida para um segundo plano em prol da disputa com a concorrência – isto gera o tal “fechamento mental” que fala Bourdieu - tanto para quem produz a informação, como para quem a ela tem acesso. No entanto, a questão é bem mais complexa que tudo isto, porque o jogo de poderes e dominação ultrapassa o aparelho, chegando mesmo às estruturas estruturantes da vida social - tradições e lógicas capitalistas. Assim, o assunto televisão e mídia exige, como diz o autor, um “pensamento pensante”. Muitas coisas se poderiam dizer acerca deste livro, rico e complexo em conteúdo, mas, em jeito de simplificação do que (penso eu) se deve assimilar de toda esta leitura, é que “Pode-se e deve-se lutar contra o índice de audiência em nome da democracia.” (Bourdieu, 1997). A verdade é que, não se negando o lado socialmente convergente e controlador da televisão e dos restantes meios de difusão de informação, esta deve ser um instrumento cívico, educativo/pedagógico, culturalizador, de reflexão efetiva sobre as problemáticas sociais; o que atualmente não acontece, sendo, ao invés, sensacionalista, inculcador, dominador e objeto-capital. Ao ler-se este livro, algumas coisas ficam mais esclarecidas, percebemos (ainda mais, em alguns casos) que somos levados, conduzidos a ver e aceitar, ficando a parte de compreender num outro plano que nem sempre conseguimos alcançar.

  12. 4 out of 5

    Khalid Almoghrabi

    كتاب جيد جداً في محتواه التحليلي لتأثير التلفزيون على العقل الجمعي للناس لعالم الاجتماع الفرنسي الكبير بيير بورديو وكان تقييم الكتاب سيكون افضل لو الترجمة كانت أفضل. ياتي الكتاب بعد قضايا الخصها بهذه النقاط: - التلفزيون مبنى على نسبة الاوديمات(نسبة الاقبال) وهذا ما يتحكم بالمواضيع التي تطرح على شاشته. - شركات العالمية مملوكة لاشخاص معروفين وقليلين فهذا يجعل تنوعهم قليل خاصة انهم يعتمدون في انتاجهم على شركات معينة وتناسب رؤاهم فلا حرية بمعنى الكلمة رغم التنوع المنظور - الصحفيون يتأثرون بالصحافة الأخر كتاب جيد جداً في محتواه التحليلي لتأثير التلفزيون على العقل الجمعي للناس لعالم الاجتماع الفرنسي الكبير بيير بورديو وكان تقييم الكتاب سيكون افضل لو الترجمة كانت أفضل. ياتي الكتاب بعد قضايا الخصها بهذه النقاط: - التلفزيون مبنى على نسبة الاوديمات(نسبة الاقبال) وهذا ما يتحكم بالمواضيع التي تطرح على شاشته. - شركات العالمية مملوكة لاشخاص معروفين وقليلين فهذا يجعل تنوعهم قليل خاصة انهم يعتمدون في انتاجهم على شركات معينة وتناسب رؤاهم فلا حرية بمعنى الكلمة رغم التنوع المنظور - الصحفيون يتأثرون بالصحافة الأخرى نظراً لانهم يقرأون ما يكتب بالصحف الأخرى وهذا يجعلهم يتنموطون ويتاثرون بغيرهم في الصحف الاخرى وانهم موظفون ينتقلون من صحيفة الى اخرى - ليس للصحافة ولا التحليل ولا اختيار العبارات منهج علمي يحاكم في الشخص ويقيم على اساسه وبالتالي فالأمر راجع بشكل كبير للصحفي نفسه. الكتاب جيد ويطلعك على قضايا تستحق التأمل والنقاش

  13. 4 out of 5

    aljouharah altheeyb

    اختاج لان اقرأه من جديد بعد سنتين لاكون متأكدة من فهمي واخاطتي بكل الاطراف المذكورة / المنتقده. عدا ذلك الكتاب رائع 'باستثناء الصياغة المتعبة للجمل'. ومنها تفهم كيف تكونت افعى اوروبورس وتضخمت دون ان تنتبه لنفسها.

  14. 4 out of 5

    Sanam

    اون مدیای آزادی که تحت سلطه و مخاطب سنجی نباشه هیچ‌وقت به وجود نمیاد هر رسانه ای یا عامه پسند هست که مخاطب سنجی میشه یا تخصصی هست که مخاطبش مشخصه

  15. 4 out of 5

    Ahmad Issaoui

    يرى بيير بورديو في كتابه "التلفزيون وآليات التلاعب بالعقول" أنّ القنوات التلفزيونية و بشكل خاص الفضائية منها لم تعد مجرد قنوات تقدم برامج للتسلية و التثقيف فقط بل أصبحت الأدوات والوسائل الأكثر مساهمة و فاعلية في الضبط و التحكم الإجتماعي في المجتمعات الحديثة وتبعا للمفهوم الذي يقدمه بورديو فوسائل الإعلام أداة من أدوات "العنف الرمزي" الذي تستغله الطبقات الإجتماعية السائدة و المهيمنة وحيث تقوم بتسييرها خدمة لمصالحها و مكتسباتها.وبحكم تأثيره الواسع يعتبر بورديو أن التلفزيون بآلياته المعقدة لا يشكل خ يرى بيير بورديو في كتابه "التلفزيون وآليات التلاعب بالعقول" أنّ القنوات التلفزيونية و بشكل خاص الفضائية منها لم تعد مجرد قنوات تقدم برامج للتسلية و التثقيف فقط بل أصبحت الأدوات والوسائل الأكثر مساهمة و فاعلية في الضبط و التحكم الإجتماعي في المجتمعات الحديثة وتبعا للمفهوم الذي يقدمه بورديو فوسائل الإعلام أداة من أدوات "العنف الرمزي" الذي تستغله الطبقات الإجتماعية السائدة و المهيمنة وحيث تقوم بتسييرها خدمة لمصالحها و مكتسباتها.وبحكم تأثيره الواسع يعتبر بورديو أن التلفزيون بآلياته المعقدة لا يشكل خطرا على مستوى الإنتاج الثقافي ،من فن وأدب،علوم،فلسفة،قانون فحسب بل بات يهدد أيضا الحياة السياسية والديمقراطية،و المشكلة الضاغطة على التلفزيون ومعه جزء كبير من الصحافة أنها وسائل مدفوعة بمنطق اللهاة وراء مزيد من الإقبال الجماهيري..يعتبر بورديو لاحقا أن التلفزيون أداة تمظهر لحب الذات فيصبح مرآة نرجسية تخضح لحسابات الظهور وتقديم التنازلات من أجل تدليل هذا الوجود على الشاشة ..ثم يعرض لنا حواجز الرقابة الخفية وتلك الرقابات الداخلية و الخارجية ،فتصبح صورة الفضاء السمعي البصري عبارة عن صناعة إعلامية متواطئة بين عامل صحفي محترف و مفكر سريع. عام 99, خاطب بورديو جمعا كبيرا من أهم شخصيات العمل السمعي والبصري متهما اياهم بإساءة استخدام التلفاز كجهاز ثقافي معرفي لتحوير وظيفته لقتل الثقافة..قال لهم "انتم تقتلون الثقافة يا سادة.." يمكن اعتبار كتاب بورديو جزء من سلسلة الكتابات الأخيرة التي تصدى فيها عالم الإجتماع الفرنسي إلى كل ظواهر السلطة الإقتصادية والسياسية المتمثلة بالعولمة والخصخصة الإقتصادية فكان الكتاب كخلاصة لمناداة بورديو بضرورة حماية الأشكال التقليدية للعلاقات الإجتماعية من آثار وحمى الليبرالية في ميادين العمل والثقافة والفكر.

  16. 5 out of 5

    أحمد أبازيد Ahmad Abazed

    بورديو عبقريّ , كتاب لطيف, ذكيّ و كاشف , و مدهش أحياناً

  17. 4 out of 5

    Alberto

    Un libro de esos que, cuando lo acabas, te hace sentir más inteligente.

  18. 5 out of 5

    emmarps

    D'une très grande pertinence, même une vingtaine d'années plus tard. Impossible pour Bourdieu d'anticiper la mutation des médias à l'heure d'internet et des réseaux sociaux, mais les fonctionnements qu'il décrit ici me semblent encore bien présents. Lecture très efficace !

  19. 4 out of 5

    Hamid

    تو سال ۹۶ یه برنامه تو دفتر کار بوردیو ضبط میشه به مدت یک ساعت، اینجور که بر خلاف رسوم برنامه‌های تلویزیونی از حرکت دوربین و قطع تصویر و پخش موسیقی خبری نیست و تمام یک ساعت رو بوردیو بی‌وقفه مقابل یه دوربین ثابت حرف میزنه. راجع به الزامات حاکم بر تلویزیون و نقشی که تلویزیون در حفظ نظم موجود و ساختارهای قدرت ایفا میکنه. گفتار دوم هم درباره ژورنالیسمه، هم از نوع مطبوعاتی هم تلویزیونی، اینکه چطور ارزش‌های خبری غلط تولید و تکرار میشه و به اسم مخاطب‌سنجی به کل فضای ژورنالیسم تحمیل میشه. بخش اول که در تو سال ۹۶ یه برنامه تو دفتر کار بوردیو ضبط میشه به مدت یک ساعت، اینجور که بر خلاف رسوم برنامه‌های تلویزیونی از حرکت دوربین و قطع تصویر و پخش موسیقی خبری نیست و تمام یک ساعت رو بوردیو بی‌وقفه مقابل یه دوربین ثابت حرف میزنه. راجع به الزامات حاکم بر تلویزیون و نقشی که تلویزیون در حفظ نظم موجود و ساختارهای قدرت ایفا میکنه. گفتار دوم هم درباره ژورنالیسمه، هم از نوع مطبوعاتی هم تلویزیونی، اینکه چطور ارزش‌های خبری غلط تولید و تکرار میشه و به اسم مخاطب‌سنجی به کل فضای ژورنالیسم تحمیل میشه. بخش اول که درباره تلویزیونه، حرف از این میزنه که چطور تلویزیون با پر کردن برنامه‌هاش از هیچ (خلا) عملن اطلاعاتی به بیننده نمیده و نظم موجود رو حفظ میکنه. و اینکه تو موقعیت‌های مختلف با نشون دادن بخش‌های حاشیه‌ای یک موضوع جا رو برای نشون دادن اصل داستان میگیره در حالیکه این ژست رو هم داره که به قضیه پرداخته. و چند بخش دیگه که فضای حاکم بر تلویزیون چیه و قدرت بسیج توده تلویزیون میتونه چه تبعاتی داشته باشه. کنار همه اینها اما بوردیو اصرار داره که هیچ علاقه‌ای به نخبه‌گرایی تو تلویزیون نداره، اما مشخص نمی‌کنه که چطور میشه کنترل کرد تلویزیون رو و انتظارش اصلن از تلویزیون چیه. تو گفتار دوم هم که راجع به ژورنالیسمه، منطق حاکم بر ژورنالیسم رو نقد میکنه. چیزهایی که تبدیل شدن به اصول ژورنالیسم مثل اینکه خبر جدید باشه و خارق العاده باشه و مخاطب زیاد داشته باشه رو میبره زیر سوال و فضایی که باعث شده اینها تبدیل به ارزش خبری بشن رو تعریف و نقد میکنه. این بخش دوم به نظرم خیلی فشرده‌ست. بخش اول که راجع به تلویزیونه خیلی چیزا که مطرح میشه از بدیهیاته و یه اشاره کافیه برا رسوندنش، ولی تو مورد دوم داره اصولی که سالهاست مطبوعات رو میگردونه رو میبره زیر سوال. من ترجیح میدادم خیلی بیشتر بمونه رو این بحث و یه بدیلی هم ارائه کنه. از نقد صرف عبور کنه، ولی نمیکنه. در کل خوب بود و ساده‌فهم و راضی‌ام

  20. 4 out of 5

    Vincent

    De Bourdieu on retient essentiellement le sociologue marxisant, engagé dans les mouvements sociaux. Ses théories sur la reproduction sociale des élites (avec l'habitus entre autres) m'ont toujours laissé perplexe, tout simplement parce qu'il existe trop de contre-exemples à sa vision. Mais quand je suis tombé sur son opuscule "Sur la télévision" (issu de deux conférences au Collège de France) je me suis laissé tenté. Car Bourdieu a toujours eu une vision très critique de la télévision dont une ém De Bourdieu on retient essentiellement le sociologue marxisant, engagé dans les mouvements sociaux. Ses théories sur la reproduction sociale des élites (avec l'habitus entre autres) m'ont toujours laissé perplexe, tout simplement parce qu'il existe trop de contre-exemples à sa vision. Mais quand je suis tombé sur son opuscule "Sur la télévision" (issu de deux conférences au Collège de France) je me suis laissé tenté. Car Bourdieu a toujours eu une vision très critique de la télévision dont une émission comme "Arrêt sur Images" s'est réclamé de manière plus ou moins affirmée. Ce petit livre est finalement très intéressant. Bourdieu ne tombe pas dans le piège facile de la critique d'une télévision aux mains des grands groupes. Certes ceci a une influence mais il y a bien d'autres facteurs expliquant le néant télévisuel. Son analyse de la circulation circulaire de l'information (les journalistes parlant des articles, sujets d'autres journalistes) est très intéressante, sa vision de journalistes anti-intellectualistes est à mon sens bonne, sa dénonciation clinique des "bons clients" et des experts auto-proclamés qui n'ont que des lieux communs à partager est réjouissante. Cette analyse claire et intelligible devrait être lue par toute personne souhaitant regarder la télévision avec un peu plus de distance.

  21. 4 out of 5

    Quique Castillo Aguilera

    En muy resumidas cuentas, que la caja tonta atonta (nada nuevo). Estudio bastante más ambicioso que lo que el título hace esperar de él, en el que este sociólogo francés emplea el concepto acuñado por el autor -"violencia simbólica"- para señalar el perjuicio que causan los productores de este medio informativo, sin ser conscientes del mismo, sobre el público, que tampoco toma conciencia de esta agresión. Muy interesante por el exhaustivo análisis que realiza de la afectación de este canal sobre En muy resumidas cuentas, que la caja tonta atonta (nada nuevo). Estudio bastante más ambicioso que lo que el título hace esperar de él, en el que este sociólogo francés emplea el concepto acuñado por el autor -"violencia simbólica"- para señalar el perjuicio que causan los productores de este medio informativo, sin ser conscientes del mismo, sobre el público, que tampoco toma conciencia de esta agresión. Muy interesante por el exhaustivo análisis que realiza de la afectación de este canal sobre el campo del periodismo en tanto que representa un medio de homogeneización y de tendencia a los sucesos, al sensacionalismo; de mercantilización de la información que se desprende del creciente interés por los índices de audiencia; de emergencia interesada de los "fast thinkers", etc.

  22. 5 out of 5

    ☆A.J.☆

    كموضوع لبحث فإن الكتاب أكثر من رائع، ولكن طريقة طرحه الكتاب وإختزال حوارات المثقف المختص التلفزيونية و مقالاته المختلفة حول الموضوع بدا لي وكأنه حديث نخبوي أو لمن قد يهتم بالشأن السياسة الإعلامية وطريقة تحدثه المتسارع المحموم. وكذلك إن إسلوب الحديث لمن يكن عاما بشكل أنه يعيين على تبسيط الموضوع للقارئ العادي الغير مختص في هذا الشأن لهذا لم يعجبني الكتاب كثيرا مع الأسف الشديد.

  23. 5 out of 5

    غزلان

    ترجمة سيئة للغاية افسدت الكتاب و جعلته ممل بالرغم من اهميته جاري اعادة قراة الكتاب بلغته الاصلية

  24. 5 out of 5

    TagHada

    Ces textes restent pertinent 24 ans plus tard. Très intéressé par cette problématique après le visionnage du film les nouveaux chiens de garde. Sur la Télévision est un livre sagace et une excellente porte d'entrée dans la sociologie.

  25. 4 out of 5

    Ricardo Rodríguez Quintero

    En 1996 Pierre Bourdieu dio una serie de conferencias televisadas tituladas Sur la télévision . Su objetivo: utilizar este medio masivo —alguien dirá que paradójicamente— para concientizar a sus consumidores y productores sobre los mecanismos de censura invisible que los controlan y cómo estos han alterado el balance y la autonomía de los demás campos de producción cultural (ciencia, arte, política). Este texto es la transcripción de esa conferencia que encendería una polémica feroz en los med En 1996 Pierre Bourdieu dio una serie de conferencias televisadas tituladas Sur la télévision . Su objetivo: utilizar este medio masivo —alguien dirá que paradójicamente— para concientizar a sus consumidores y productores sobre los mecanismos de censura invisible que los controlan y cómo estos han alterado el balance y la autonomía de los demás campos de producción cultural (ciencia, arte, política). Este texto es la transcripción de esa conferencia que encendería una polémica feroz en los medios franceses y que pondría al libro —el mismo sujeto diría que otra paradoja— en la lista de los bestsellers del momento. Bourdieu da inicio a su análisis resaltando algo que nos puede parecer obvio y que los tiempos que corren nos permiten ver aún más patentemente; la relación inversa existente entre la inmediatez y la reflexión: Dice [Platón], más o menos, que cuando se está atenazado por la urgencia no se puede pensar […] uno de los mayores problemas que plantea la televisión es el de las relaciones entre el pensamiento y la velocidad. Bourdieu dibuja con precisión las relaciones que dan forma al campo del periodismo y la televisión —jugador principal: el número de audiencia— y cómo estas terminan dando unas posiciones claras y definidas a cada uno de sus elementos (llámese periodista, editor, redactor, competencia) —como lo hace la gravedad a las masas— que a su vez se encargan de redefinir los pesos de los demás campos —como un cuerpo en el espacio sideral lo hace con sus vecinos— a través de sus filtros "propios" (en realidad consecuencias del campo), sin necesidad de que ningún ente externo los invoque a censurar de manera directa: No hay discurso (análisis científico, manifiesto político, etcétera) ni acción (manifestación, huelga, etcétera) que, para tener acceso al debate público, no deba someterse a la prueba de selección periodística, a esta colosal censura que los periodistas ejercen, sin darse cuenta, al no retener más que lo que es capaz de interesarles, de «captar su atención», es decir, de entrar en sus esquemas mentales, y condenar a la insignificancia expresiones merecedoras de llegar al conjunto de los ciudadanos Hoy día, casi veinte años después de su publicación, las observaciones hechas por Bourdieu siguen vigentes e incluso puede decirse que se han hecho extensivas a Internet y la dinámica de sus redes sociales —cuyas temáticas siguen estando ampliamente dominadas por las impuestas por los medios tradicionales; expertos, allodoxia , cotilleo e indignación—. Conciente de las sensibilidades que podía despertar su reflexión, Bourdieu incluyó una advertencia en su texto, que pasaría inadvertida, acompañada de una invitación a la sociedad en general: Poner de manifiesto las imposiciones ocultas a las que están sometidos los periodistas y a las que, a su vez, someten a todos los productores culturales no significa denunciar a unos responsables, poner en la picota a unos culpables. Significa tratar de brindar a unos y otros una posibilidad de liberarse, mediante la toma de conciencia, del dominio de esos mecanismos. Es claro que Bourdieu, además de ser un hombre capaz de grandes reflexiones y de extensas investigaciones, era un optimista incurable.

  26. 4 out of 5

    Ale Vergara

    Es un libro que se hizo viejo en tres patadas. Lo que pareciera el descubrimiento del hilo negro ahora nos resulta evidente, sobre todo en un caso como el mexicano y diecisiete años después de la publicación de estas pláticas. Sin embargo, la reflexión en torno al campo del periodismo no deja de ser interesante. Me gustó, sobre todo, como un punto de partida para pensar en otras cosas. Desde que empecé a leer y a homologar los casos, es decir, a acercar el análisis de Bourdieu a mi cotidianidad, Es un libro que se hizo viejo en tres patadas. Lo que pareciera el descubrimiento del hilo negro ahora nos resulta evidente, sobre todo en un caso como el mexicano y diecisiete años después de la publicación de estas pláticas. Sin embargo, la reflexión en torno al campo del periodismo no deja de ser interesante. Me gustó, sobre todo, como un punto de partida para pensar en otras cosas. Desde que empecé a leer y a homologar los casos, es decir, a acercar el análisis de Bourdieu a mi cotidianidad, no dejé de pensar en un momento en el Internet y en sus posibilidades, en como, en tan pocos años, los medios de comunicación han cambiado por la tecnología (aunque, también, son muchas las cosas que siguen igual). Eso fue lo que más me gustó del libro: que es un punto de partida para pensar en muchas otras cosas, que obliga a homologar y preguntarnos cosas. Al final, en los márgenes, me quedé con un cuestionario enorme que todavía no logro contestarme por completo.

  27. 4 out of 5

    Poupeh

    Reading the translation in Persian. Very interesting discussions, although it focuses on TV while today there are new technologies and media that need to be considered as well; but the role of TV is still considerable, so it is beneficial, especially more so at such times when the role of media and TV in the current movement of Iran is under such hot debates.

  28. 5 out of 5

    Jean-Sébastien Herpin

    Des textes qui, 10 ans plus tard, sont toujours pertinents. Cela est à mettre en parallèle avec le film Les Nouveaux Chiens de Garde, évidemment. L'Internet devait devenir un médium de résistance à ce que décrit le sociologue, mais il serait intéressant de comparer sa dérive en parallèle de ce qui est écrit ici.

  29. 5 out of 5

    إيمان عبد المنعم

    ليس ثمة إعلام مستقل كما يبدو ، إننا في النهاية نشاهد ما يودون لنا أن نشاهده ، إنها آليات تحكم سياسية واقتصادية تتلاعب بالعقول والمشاعر وتصدر صورة مزيفة عن العالم الذي نعيش فيه . الوعي هو الخطوة الأولى نحو الخلاص من أوهام الإعلام .

  30. 5 out of 5

    Razieh Shahverdi

    نوشته های بوردیو همیشه در عین اینکه کاملا برای فرانسه نوشته شده اند، اما قابل تعمیم به سایر کشورها هم هستند. و تلخ اینجاست که در این مورد حتی نمی شود به کشور ما تعمیمش داد. تا وقتی که تلویزیون و رسانه ها و مطبوعات همه دولتی هستند، چیزی برای آسیب شناسی وجود ندارد. چقدر عقبیم...

Add a review

Your email address will not be published. Required fields are marked *

Loading...
We use cookies to give you the best online experience. By using our website you agree to our use of cookies in accordance with our cookie policy.